گناه از ماست که قلب ها را ساده می بینیم و نگاه ها را زلال.گناه از ماست که دست ها را به دوستی می فشاریم و حرفهایمان را بی آرایه جاری می کنیم.تقصیر از خود ماست که کودکانه زندگی می کنیم و از فرط اعتماد،ابله تصورمان می کنند و رندانه فریبمان می دهند! روزگار مهربانی و یکرنگی،دیریست سپری شده است.گناه از ماست که هنوز در گذشته های ساده و سبزمان جا مانده ایم و سراغ باران و ستاره را از سنگ می گیریم!