تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون - ...





















من و تو ، درخت و بارون

"من باهارم تو زمين،من زمينم تو درخت،من درختم تو باهار"

پشت پرده ی شیشه ای چشمانش باران می بارد.صدای باد هم می آید و تمام برگهای سبز از دستهایش جدا شده اند.واژه هایش به لکنت افتاده اند...سیب های سرخ از روی دیوار همسایه پیداست.سیب های تُردِ نمدار.بَه... بوی خاک باران خورده است انگار.
تو می دانی آنجا چه خبر است؟

+نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت11:43 بعد از ظهرتوسط شقايق | |