چهل روز گذشت.تو نیستی اما صدای تو،لبخند تو و نگاه مهربان تو همه جا جاریست.زلال آب و سبز درخت و آبی دریا نثار روح بزرگت.
+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت3:4 بعد از ظهرتوسط شقايق |
About
زاده ي بيست و چهارمين روز از بهمن ِ سرد .سي و پنج روز پيش از بهار!عاشق حال و هواي پاييز ِ مهربان ، باران، آسمان و درخت . ناگزير از تابستان تفتيده ي اهواز... اين منم!
استفاده از مطالب این وبلاگ، به غیر از لینک مستقیم ، جز با هماهنگی از طریق ایمیل و اجازه ی نویسنده وبلاگ مجاز نیست.