آنقدر لرزید تا یخ بست.آنقدر نخندید تا زرد شد.آنقدر نرفت تا گم شد.آنقدر نگاه کرد تا لال شد.
آنقدر آسمان را تماشا کرد که ستاره شد.اما نه ماه را پیدا کرد نه آفتاب را. مثل یک ستاره سوخته در تاریکی محض ناپدید شد....
+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت8:11 قبل از ظهرتوسط شقايق |
|
About
زاده ي بيست و چهارمين روز از بهمن ِ سرد .سي و پنج روز پيش از بهار!عاشق حال و هواي پاييز ِ مهربان ، باران، آسمان و درخت . ناگزير از تابستان تفتيده ي اهواز... اين منم!
استفاده از مطالب این وبلاگ، به غیر از لینک مستقیم ، جز با هماهنگی از طریق ایمیل و اجازه ی نویسنده وبلاگ مجاز نیست.