تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون
یکشنبه هفتم مرداد 1386

آسوده از آواز این و آن
 یعنی جای کوچک دوری هم نیست
 من خودم را بردارم از دست این همه بگریزم برای خودم ؟
فقط سیاره ی سبز بی نامی کنار بید و سکوت و هوا
 همین
من از بگو مگوی این همه باد و
وزیدن بی اجازه ی این همه واژه می ترسم
فقط سیاره ی کوچکی
جایی بیدی بادیه ای
این که انتظار عظیمی از آزادی آدمی نبوده نیست.

"سید علی صالحی " 

-------------------------------------------------------------------------------------------

* " رقص دست نرمت ای تبر به دست / با هجوم تبر گشنه و سخت
     آخرین تصویر تلخ بودته / توی ذهن سبز آخرین درخت
    حالا تو شمارش ثانیه ها/ کوبه های بی امون ِ تبره
   تبری که دشمن همیشه ی / این درخت محکم و تناوره"

** دست خودم نیست.حوصله هیچ چیز را ندارم.نه این مرداد تفتیده ی بی روح را،نه آن درخت انار کوچکی که هر وقت نگاهش می کنم یا نارگل دارد یا انارک.حتی این دریچه ی کوچک رو به آسمان را.دیگر دلم ستاره هم نمی خواهد.فقط دلم باران می خواهد نم نم و زلال و روشن...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~