« دست خدا را به گرمی گرمسیر می فشاری
که گندمزارهایش در آوای برشته برزگری
سهم دوگانه ای بود
تو پیش از آفتاب طلوع خواهی کرد
کوه بر شانه های تو تکیه خواهد داد
حتی اگر نام کوچک " بهمن " را برگزیده باشی.»
« ماشاء اله براتی»
---------------------------------------------------------------------------------
خبری که شنیدیم یک جمله بیشتر نبود « مسعود بختیاری خواننده بزرگ ایل بختیاری در گذشت.»،اما وسعت اندوه دوستدارانش به پهنای آسمان بود.امروز هفت روز از سکوت حنجره زلال « بهمن علاء الدین»، اعتبار موسیقی بختیاری گذشت.اشک های گرمی که بر روی گونه هایمان جاریست دلتنگی مان را فریاد می کند.اندوه جمعیت عظیمی که امروز در مراسم یادبود این عزیز گرد هم آمده بودند تا غصه هایشان را با هم تقسیم کنند، وصف ناکردنی ست.
از دست دادن کسی که می دانی مثل هیچکس نیست و هیچگاه تکرار نخواهد شد، کسی که یک عمر صلابت غیور مردان و شیر زنان ایل بختیاری را فریاد کرد ، کسی که اعتبار زخمه های تار و سوز ِ ساز زاگرس بود ، عم بزرگی ست و گاگریوی می خواهد از ته دل.
کو آن حنجره ی مهربان و زلالی که «مال کنون» را از « تاراز » و «هی جار» فریاد کند و با «آستاره» «بلال بلال» بخواند تا « بر افتو » ؟
خدایت بیامرزد کبک تاراز بختیاری...
" مُو که از پاکی دلُم چی آسمونه ندونُم سی چِه چینُم
وام سر گِرونه سی چینُه وام سرگِرونه
سر به صحرا بِنُم از بی همزبونی سخته تِهنا مَندِنُم
درد زمونه تِهنا با درد زمونه "

