|
باران که ببارد و بشوید هر آنچه رنگ تیرگی دارد ، و بشوید هر آنچه رنگ دروغ دارد ، هر آنچه رنگ ریا و دورنگی دارد.که با خود ببرد هر آنچه اعتبار صداقت را از بین برده است .باران که ببارد و طراوت سر تا پای زمین را فرا بگیرد ، باران که ببارد و خاکِ خسته ی خشک را سبز کند و رنگی ، باران که ببارد و چشم های من را خیس کند و روشن ، که دست های من را برویاند، که گامهایم را بلغزاند روی پاکی زمین ، که حرفهایم را غزلواره کند ، که قلبم را زلال کند.باران که ببارد و پاییز مهربان و چند رنگ بیاید ، دوباره می شکفم از لابلای همین قطره های زلال ِ مهربان ِ بی منت. باران که ببارد... ----------------------------------------------------------------- * دچار حس بدی هستم این روزها.من این روز ها هیچ دوست خیلی خیلی صمیمی و نزدیکی ندارم. هر چند تا هفته ی پیش داشتم.شاید وقتی دیگر درباره اش بنویسم... ** " ابر غفلت پره رگبار غمه / هنوزم قصه ی سیب و آدمه واسه جبران شکستن یه دل / قد کهکشون پشیمونی کمه "
|
About![]()
زاده ي بيست و چهارمين روز از بهمن ِ سرد .سي و پنج روز پيش از بهار!عاشق حال و هواي پاييز ِ مهربان ، باران، آسمان و درخت . ناگزير از تابستان تفتيده ي اهواز... Categories
شعر
ندا در وبلاگ پائولو کوئلیو
ايسنا |