از سنگ سخت ترید
و قلب هاتان از نیمه شب سیاه تر
و چشم هاتان دروغ ِ محض.
من ساده بودم
ساده ، که می انگاشتم آشنای بارانید
که می پنداشتم آسمان را می شناسید
و با درخت و سبزه نسبت دارید.
گناه من سادگی ام بود
مثل آب بودم ، مثل قطره های باران.
شما اما ،
تمام ِ مرداب هستید
بی اصالت و بی اعتبار
سنگین و وهم انگیز.
چنان هوای سنگین تان را در من دمیدید
که توان ِ حرکتم نیست.
پلید تر از شیطانید
دنیایتان سیاه است
عاقبتتان سیاه تر.
شما را به خدای ِ آسمان و باران و شقایق می سپارم.
" اهواز - دوم مرداد هشتاد و پنج "
------------------------------------------------------------------------------
* تا حالا یه پرنده ی تنها و پی پناه رو توی سیم های خار دار دیدین؟
** شعر بالا تعریف ِ یه حس ِ آشناست که شاید خیلی از شما بشناسینش.کافیه یه کم فکر کنید.
*** " اگه بارون بباره اگه بارون بباره آروم آروم و نم نم ... "
**** این روزها آفتاب هم دهن کجی می کند به تمام دلهای بارانی.کاش باران ببارد ...


