تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون
شنبه دوازدهم فروردین 1385

قطره باشی یا دریا ، ذره باشی یا صحرا ، سبزترین یا سیاه محض ، چه تفاوت دارد وقتی همیشه شب است و باران هم نمی بارد.تو نیستی که همیشه تفاوت را ایجاد می کنی.آسمان و ابر و خورشید و باد را فراموش نکن.لحظه ها را نیز.

حالا بگو کجای زمین ایستاده ای؟

 

------------------------------------------------------------------

* ما همونیم که می تونیم پشت بوم ِ آفتابو با شبنم آب پاشی کنیم

   ما همونیم که می تونیم کفِ اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم....

* .....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~
سه شنبه یکم فروردین 1385

زبان زندگی جمله های جاری جشن طبیعت است.

زبان گنجشکان یعنی : بهار ، برگ ، بهار

زبان گنجشکان یعنی : نسیم ، عطر ، نسیم.

" فروغ فرخزاد "

---------------------------------------------------------------

*  سکه سکه بهار را شمردم.سبزه را به یاد دست سبزش به آب هدیه کردم.برای ماهی های قرمز تنگ بلور سیب آوردم.سماق و سنجد را که به سفره بهار هدیه کردم ،آب و آینه و تخم مرغ های رنگی چه بازی قشنگی آغاز کردند.

عجب بوی تند سرکه ای می آید و عطر سنبل و شب بو چه سکر آور است وقتی قرآن می خوانی ، به حافظ تفأل می زنی ، اسکناس های تا نخورده هدیه می گیری و با تمام عشق عزیزانت را می بوسی. 

آب و آیینه و قرآن ، شمع و نور و اسپند ، بهار و گردش ایام ، شیرینی سمنو به کام....

* دستهایتان سبز ، نگاهتان روشن و لحظه هایتان همیشه بهاری...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~