تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384

با پنجره ی بسته چه باید کرد؟

وقتی که نگاهت آنسوی دیوار ، حوالی غروب آویزان است!

---------------------------------------------------------------

* هوا بس ناجوانمردانه گرم است!!!!

* چه حالی داره وقتی توی هوای ۵۰ درجه و رطوبت ۸۰ درصد مجبور باشی توی هوایی پر از گاز کلر

 و آمونیاک و SO2 و H2S کار کنی و نفس بکشی !!!

* ببخشید شما تا حالا ممیز بودین؟ یا ممیزی شدین؟

* طرحی  از نیک آهنگ کوثر در مورد اکبر گنجی.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~
سه شنبه بیست و یکم تیر 1384
از تو كه گذشتم

به خودم رسيدم.

در گذر زمان

درخت فصل پنجم شد

و دستهاي من لانه ي گنجشك ها.

تازه به تو رسيده بودم!

-----------------------------------------------------

* تا حالا دلت خواسته كه پرنده بشي؟

* اين روزا احساسات دوگانه اي دارم.همه چيز باهم قاطي شده شادي و غم،حركت و سكون،عشق

 و نفرت،اعتماد و شك،اميد و ياس،شجاعت و ترس و ...

اما با وجود اين همه تضاد، هنوز صداقتم با هيچي قاطي نشده.عجيبه نه؟

* من هنوز هم آسمان را دوست دارم بسیار زیاد.آبی و آفتابی ، ابری یا بارانی فرقی نمی کند.اما

 ابري و بارونيش رو بيشتر...

 * نوشی  رو دریابید.هنوز از جوجه هاش خبری نیست.لطفاْ بخونید. 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~
شنبه یازدهم تیر 1384
نان پختن

نان قسمت کردن

نان بودن...

--------------------------------------------------------------------------

* نوشته ی بالا رو یکی از دوستام برام فرستاده.نمی دونم از کیه.

* این روزها مثل همه روزهای دیگه کسالت بار و بی محتواست.خسته ام خیلی زیاد...

* عمر اتفاق های خوب چقدر کوتاهه.تا می خوای بفهمیشون تموم می شن!!!

* کسی می دونه چطوری میشه از دست این روزهای تکراری و خسته کننده خلاص شد؟

* کاش بارون می بارید... دلم لک زده واسه هوای ابری ِ بارونی.دلم این آفتاب داغ و هوای گرم رو نمی خواد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~
یکشنبه پنجم تیر 1384
 

آن گره کوری را که می شد با دست باز کرد ، با دندان هم باز نکردیم!!!

----------------------------------------

* یار دبستانی ، ورژن اصولگرایی افراطی!!! گوش کنید!

* چشمان وحشی از سیاها 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط شقايق  | 

~ ~ ~